آرزوی غیر ممکن

بعضی وقتها توی نت اتفاقاتی میفته که شاید یه خورده برای شما غیر منتظره باشه و شما انتظارش رو نداشتید ، یکی از این اتفاقات همین دعوت کردن دوستان به بازی های وبلاگیه که دوستان از هم می خوان تا توی اون بازی شرکت کنن و یکی از اون بازیها همین بازی آرزوهای غیر ممکنه که الان بنده از طرف خانم منتظری به این بازی دعوت شدم و به رسم ادب و احترامی که برای ایشون قائلم دعوت ایشون رو می پذیرم و در این بازی شرکت می کنم. :D

ولی بریم سر اصل موضوع یا همون آرزوهای غیر ممکن من :D

الان که دارم این پست رو می نویسم دو روز از دعوت من به این بازی می گذره و من توی این دو روز خیلی به این موضوع فکر کردم و دیدم که چه فایده وقتی که ما آرزوهایی می کنیم که فقط آرزو هستن و بس و تا وقتی که به حقیقت پیوند نخورن همون آرزو باقی می مونن پس دیدم که من یه آرزو بیشتر ندارم و اونم اینه :

” تمام آرزوهامون به واقعیت تبدیل بشن

به نظر من این بهترین آرزویی بود که من می تونستم بکنم :D حالا دیگه نظر شما رو نمی دونم.

پ.ن. به علت کمبود وقت و کم حوصلگی بنده این پست بعداً ویرایش خواهد شد ;-)

۱ دیدگاه »

  1. منیره گفت

    مرسي از اينکه دعوتمو قبول کردين.

    خداييش آرزوتون غيرممکنه.

RSS feed for comments on this post · آدرس دنبالک

یک نظر بنویسید