آرشیو برای ژانویه 21, 2008

دنیای پست

یه چند روزیه که نمی دونم چم شده اصلا انگار حوصله هیچ کاری رو ندارم ، از یه طرف می خوام داد بزنم خودمو تخلیه کنم ، از یه طرف هم اگه فریاد بزنم هیچ فایده ای نداره آخه اون اتفاقی که نباید میفتاد افتاده ، نمی دونم تا حالا برای شما پیش اومده که یه کاری رو نکرده باشید و اصلا روحتون از اون موضوع خبر نداشته باشه ولی بقیه بندازن گردن شما که شما اون کار رو کردید ، حالا جالب تر از اون اینه که باید این حرف رو از یکی بشنوی که اصلا انتظارشو نداشتی ؟! :-O

الان نمی فهمم دارم چی می نویسم ، حالم خوب نیست نمی دونم چه جوری باید این قضیه رو فیصله بدم ؟ :-/

یعنی چرا باید بعضی از افراد این جوری با آبروی بقیه بازی کنن ؟  :-(

به خدا اگه شر این جور آدما از رو زمین کنده میشد ، دیگه هیچ جنگ و دعوایی تو کره زمین اتفاق نمیفتاد ! #:-S

همین آدما هستن که با خراب کردن بقیه و شر به پا کردن باعث دعوا بین یه عده آدم بدبخت که اصلا نمی دونن چه اتفاقی داره براشون میفته میشن.

حالا بدتر از همه اینه که یکی از فامیلهای نزدیک آدم که هیچ جوری نمی تونی باهاش دعوا کنی که چرا همچین کاری رو کردی اینکار رو کرده باشه و آبروت رو پیش همه برده باشه ، که دیگه این آخر نامردیه نه می تونی ثابت کنی که کار تو نبوده ، نه می تونی حساب اون طرف رو برسی ؟!!!  ~x(

حالا من موندم و اتحامات وارده که موندم چه جوری خودمو از این گرفتاری نجات بدم ؟

اگه فقط می دونستم که چرا اینکارو با من کردن شاید یه خورده آروم می شدم ولی اصلا نمی دونم چرا دارن این کارو بامن می کنن ؟!  :-?

(4) دیدگاه